X
تبلیغات
فرادرمانی

فرادرمانی

عرفان حلقه

نامه به دکتر آقامیری درباره اقدام تأمل برانگیز سازمان نظام دامپزشکی / فرادرمانی برای حیوانات! + عکس
دکتر محمد لطفی‎زاده در این نامه با اشاره به مبانی مورد ادعای آقای طاهری که خود را بنیانگذار نوع جدیدی از عرفان معرفی نموده است و عدم تسلط اولیه ایشان حتی در روخوانی درست متن قرآن کریم (در حالیکه در سخنرانی‎ها و مقالاتشان به آیات قرآن استناد می‎کنند) خواستار توضیح سازمان نظام دامپزشکی درباره نقش فرادرمانی در درمان بیماریهای حیوانات شده است!...

حکیم مهر -  در یکی از پایگاههای اطلاع رسانی (وبلاگ) موسوم به عرفان کیهانی (حلقه) تصویری از دکتر فرجی مدیرکل دامپزشکی استان تهران ، دکتر جعفری معاون آموزش سازمان نظام دامپزشکی ، دکتر رادمهر استاد آناتومی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران و دکتر رزم یار مشاور عالی رئیس سازمان نظام دامپزشکی در کنار آقای محمدعلی طاهری منتشر شده و ضمن آن خبری هم درج گردیده و از تدوین سرفصل دوره‌های فرادرمانی دامپزشکی که آنرا با عنوان Ultra veterinary medicine هم اطلاق کرده اند خبر داده است.

راست به چپ : دکتر جعفری (معاون سازمان نظام دامپزشکی) - دکتر رادمهر (استاد دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران) -  آقای محمد علی طاهری (مدعی ارائه عرفان حلقه) -  دکتر رزم یار (مشاور عالی رئیس سازمان نظام دامپزشکی) -  دکتر فرجی (مدیرکل دامپزشکی استان تهران)


متن خبر وبلاگ مذکور به آدرس http://interuniversal-kerman.mihanblog.com/post/22 که ظاهراً از طریق یکی از اعضای حاضر در این جلسه تنظیم شده و در اختیار آن وبلاگ قرار گرفته به این شرح است :
سومین جلسه کمیته فرادرمانی دامپزشکی با حضور استاد محمدعلی طاهری و همچنین دکتر رادمهر مسئول برگزاری دوره های آزاد دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، دکتر امیرعباس جعفری معاونت بهداشت، آموزش و توسعه سازمان نظام دامپزشکی جمهوری اسلامی ایران، دکتر علی اکبر فرجی عضو کمیته طب مکمل سازمان نظام دامپزشکی جمهوری اسلامی ایران و دکتر جمشید رزم یار عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد برگزار گردید. این کمیته تدوین سرفصل های دوره های آموزشی Ultra Veterinary Medicine Courses را در دستور کار خود دارد.به این مناسبت رئیس مرکز مجازی پژوهشهای راهبردی دامپزشکی در نامه‎‌ای به دکتر سید محمد آقامیری رئیس سازمان نظام دامپزشکی خواستار توضیح ایشان درباره این اقدام تأمل برانگیز شده است.دکتر محمد لطفی‎زاده در این نامه با اشاره به مبانی مورد ادعای آقای طاهری که خود را بنیانگذار نوع جدیدی از عرفان معرفی نموده است و عدم تسلط اولیه ایشان حتی در روخوانی درست متن قرآن کریم (در حالیکه در سخنرانی‎ها و مقالاتشان به آیات قرآن استناد می‎کنند) خواستار توضیح سازمان نظام دامپزشکی درباره نقش فرادرمانی در درمان بیماریهای حیوانات شده است!
وی قویاً از رئیس سازمان نظام دامپزشکی خواسته است در برابر افکار انحرافی که فاصله معناداری با قرآن کریم و سیره اهل بیت عصمت و طهارت دارند و با کنار گذاشتن توسل به ائمه اطهار علیه السلام که نص صریح قرآن کریم است می‎کوشند مکاتب جدیدی را که فاقد هرگونه اعتبار است عرضه نمایند موضع مناسبی اتخاذ نموده و وجهه این سازمان را با ورود چنین مباحثی خدشه‎دار ننمایند.
دکتر لطفی‎زاده با اشاره به ادعای آقای طاهری درباره فرادرمانی که با استفاده از اتصال به حلقه شعور کیهانی که حتی با اعلام ساعت و زمان‎های خاصی انجام می‎شود آنرا در مورد حیوانات کاری عبث و به بیراهه رفتن توصیف نموده است.
در پایان نامه از رئیس سازمان نظام دامپزشکی خواسته شده در صورت صلاحدید در اولین فرصت در جلسه‎ای مشترک این موضوع عمیقاً به بحث گذاشته شود تا ادعاهای اینچنینی سبب خدشه‌دار شدن وجهه صنف دامپزشکی نگردد.
گفتنی است در گفتگویی که با دکتر جعفری معاون سازمان نظام دامپزشکی در این خصوص انجام شد ایشان ضمن تأیید دعوت از آقای طاهری (که البته ایشان را استاد طاهری خطاب می کردند) تأکید داشتند که در حال بررسی مسئله هستیم تا در صورتی که امکان استفاده از فرادرمانی در دامپزشکی باشد از این روش استفاده نماییم.
امید است سازمان نظام دامپزشکی به جای پرداختن به مباحثی نظیر فرادرمانی که حتی مبانی هم با اشکالات جدی همراه است توان و بودجه خود را که از بیت المال و حق عضویت اعضاء تأمین می‎شود معطوف مسائل مهمتر صنف دامپزشکی نماید.
ضمناً نشریه حکیم مهر آمادگی انتشار هرگونه توضیح رسمی مسئولین محترم سازمان نظام دامپزشکی در این خصوص را دارد.

متن نامه به دکتر آقامیری :

 

جناب آقای دکتر آقامیری
رئیس محترم سازمان نظام دامپزشکی

سلام علیکماحتراماْ در یکی از پایگاههای اطلاع رسانی موسوم به عرفان حلقه خبری درباره حضور آقای محمدعلی طاهری در آن سازمان برای تدوین سرفصلهای فرادرمانی دامپزشکی منتشر شده است. از آنجایی که درباره مبانی مورد ادعای فرد مذکور اشکالات جدی وجود دارد و ادعای ایشان مبنی بر برقرار نمودن اتصال به حلقه شعور کیهانی اساس درمان عنوان شده خواهشمند است دستور فرمایید به منظور پاسداشت وجهه صنف دامپزشکی و برای جلوگیری از خدشه‏دار شدن آن قبل از تدوین چنین سرفصلهایی در خصوص نقش فرادرمانی در دامپزشکی بررسی عمیقی درباره مبانی مورد ادعای ایشان انجام شود. گرچه شنیدن سخنان مختلف و پیروی از بهترین آنها توصیه صریح خداوند متعال در قرآن کریم است اما اگر افکار انحرافی به صنف دامپزشکی رسوخ نماید جبران آن آسان نخواهد بود.
انتظار آن است که سازمان نظام دامپزشکی بجای پرداختن به موضوعاتی نظیر فرادرمانی و صرف وقت و بودجه برای تدوین سرفصل آموزشی درحالی که هنوز بر مبانی اصلی آن هم اشکالات جدی مترتب است به موضوعات مهم‎تر صنف دامپزشکی بپردازد و بودجه بیت المال و حق عضویت اعضاء را در مسیر مناسب‎تری هزینه نماید.
ضمناً در صورت صلاحدید این آمادگی وجود دارد تا با حضور در جلسه‎ای مشترک با فرض عدم تأیید یا رد کلی مدعای وی ، مباحث ایشان استماع و اشکالات وارد بر آن به بحث گذاشته شود.
با احترام
دکتر محمد لطفی‌زاده
رئیس مرکز مجازی پژوهشهای راهبردی دامپزشکی

--------------------------------------------------


 نکته جالب توجه آنکه در توضیح فرادرمانی در سایت منتسب به همراهان عرفان حلقه آمده است که کسی با کوشش و سعی خود نمی تواند درمانگر باشد و باید اجازه بگیرد و لذا بعد از امضای سوگندنامه
این اجازه به وی تفویض می شود!!!

جالبتر هم آنکه فرادرمانی را حاصل اتصال به حلقه شعور کیهانی دانسته و عجیب آنکه هر نوع بیماری با این نوع درمان قابل علاج دانسته شده و درمانگر واسطه اتصال به حلقه وحدت - حبل الله عنوان شده است. حال چگونه این ماهیت کاملاً عرفانی در دامپزشکی استفاده خواهد شد جای سؤال است و صد البته در مورد مبانی مطروحه اختلافات جدی با متن قرآن کریم هم دیده می شود و این در حالیست که در توجیه این عرفان از آیات قرآن کریم هم استفاده می شود.

http://www.hakimemehr.ir/news/show_detail.asp?id=1247


+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت 10:59  توسط میر حمید موسوی  | 

شورش فرقه «حلقه» عليه عرفان اسلامي

حميدرضا مظاهري

عرفان حلقه در جغرافياي معنوي
از ديدگاه عرفاني سراسر عالم هستي رحمت عام الهي است. مؤمنان و کافران، خوبان و بدان، حقيقت‌طلبان و حقيقت‌ستيزان و حتي شياطين و فرشتگان غرق در رحمت عام يا رحمت رحماني هستند. رحمانيت خداوند هيچ مقابل و متضادي ندارد. اما رحمت خاصه يا رحيمي خدا مخصوص خوبان و حقيقت‌جويان و دوستان خداست و در مقابل آن قهر و غضب الهي است.

خداوند با رحمانيتش به شيطان فرصت داد و به بدکاران زندگي و نعمت مي‌دهد تا يا خود را تغيير دهند و به رحيميت خداوند راه‌يابند يا در قهر او غوطه‌ور شوند. بنابراين رحمانيت او هيچ خصوصيتي ندارد و همه را در برگرفته است. از يک جهت هم شامل رحيميت خدا و هم شامل قهر و غضب اوست و نتيجه برخورداري از رحمانيت هم هدايت است و هم گمراهي و اضلال.

در عرفان حلقه ادعا اين است که پيروان به حلقه‌هاي رحمانيت خداوند متصل مي‌شوند و حقيقت رحمانيت هم فرصتي براي همنشيني با شياطين و شرارت کردن است و هم مقدمه‌اي براي هم‌سخني با فرشتگان و سير به سوي معبود که البته هر کدام از اينها نشانه‌هايي دارد. اگر در فرصتي که رحمانيت خداوند به انسان داده به رحيميت او بينديشد و آن را بجويد به راستي اهل رحمت ‌است و به زودي در آغوش عشق و رحمت خاصه خداوند آرام خواهد گرفت و از او خواهد شنيد:«اي جان به آرامش رسيده به سوي پروردگارت بازگرد در حالي‌که شادمان و راضي هستي و او نيز از تو خشنود و راضي است.» (فجر/27و28)

اما کساني که به رحمانيت تکيه کرده و در آن فرومانده‌اند، مثل شيطان و بلکه شياطين انسان‌نما خواهند بود که از فرصت‌ها و نعمت‌هاي الهي براي دور شدن و دشمني با خدا استفاده مي‌کنند و مورد قهر و ناخشنودي او قرار مي‌گيرند. عرفان حلقه به اعتراف پايه‌گذاران آن براي اتصال به حلقه‌هاي رحماني است (انسان‌از منظري ديگر/ صص 15تا18) و در طول اين سال‌ها نه در دوره‌هاي آموزشي و نه در کتاب‌هايشان براي حلقه‌هاي رحيميت تعريف و برنامه‌اي ارائه نداده است. بنابراين با صرف نظر از شواهد عيني که تسليم شدن در برابر شيطان و وسوسه‌هاي نفساني را در عرفان حلقه نشان مي‌دهد، با تحليل مدعاي آنها بر اساس چارچوب نظري برآمده از عرفان، اين جنبش شبه معنوي به روشني در فضاي شيطاني قرار مي‌گيرد. در اين باره نمونه‌هايي از تناقض‌گويي و خودپرستي‌ که در اساسنامه اين فرقه موجود است، موضوع را کاملاً روشن مي‌نمايد.

واسطه فيض و اشتراک نظر با وهابيت!

پايه‌گذاران عرفان حلقه معتقدند:«رحمت عام شامل همه انسان‌ها مي‌شود و انسان در اين مورد،‌ حق انتخاب داشته و مي‌تواند از آن استفاده نموده يا اجتناب نمايد و براي برخوردار شدن از آن هيچ اجباري ندارد؛ سفره‌اي است که هر روز گسترده است، تا چه کسي به سوي آن دست برده، لقمه‌اي را بردارد. به طور کلي، همه انسان‌ها صرف نظر از نژاد، مليت، جنسيت،‌ سن و سال، سواد و معلومات، استعداد و لياقت‌هاي فردي،‌ دين و مذهب، گناهکاري و بي‌گناهي، پاکي و ناپاکي و... مي‌توانند از رحمت عام الهي برخوردار شوند. فيض و رحمت الهي در انحصار هيچ گروه خاصي نيست.» (انسان از منظري ديگر/ص15)

اين سخن اشکالاتي دارد كه بر کساني که تا حدودي با عرفان آشنا هستند پوشيده نيست، ولي به هر صورت در اساسنامه عرفان حلقه تبيين بيشتر موضوع آمده است. البته در اساسنامه، حلقه‌هاي رحمانيت با نام شعور الهي مورد اشاره قرار گرفته و اين طور معرفي شده است:‌ «نظر به اينکه شعور الهي نياز به هيچ مکملي ندارد، ‌لذا چيزي تحت هر نام و عنوان، قابل اضافه کردن به آن نبوده و اين موضوع به راحتي قابل اثبات مي‌باشد؛ چرا که با حذف عامل اضافه شده، مشاهده مي‌شود که حلقه وحدت همچنان عمل مي‌نمايد و اين خود رسواکننده بدعت‌گذاران و متقلبان خواهد بود، که در دل اين رابطه براي تشخيص حق از باطل وجود دارد. در اين رابطه، هيچ گونه بدعتي پذيرفته نيست و فقط نشان‌دهنده ميل فرد به خودنمايي و مطرح نمودن خود مي‌باشد.» (عرفان کيهاني (حلقه)/ص103) بااين عقيده در دوره‌هاي آموزشي عرفان حلقه موضوع توسل به معصومين و زيارت و دعاهاي مربوط مورد نفي و نکوهش قرار مي‌گيرد و اين دقيقاً شبيه موضع‌گيري وهابيان است که کشتن شيعيان را موجب ورود به بهشت مي‌دانند. زيارت از نظر آنها مکان‌پرستي و توسل، شخص‌پرستي و روح‌پرستي و مرده‌پرستي است؛ حتي تکريم قرآن کريم را کتاب‌پرستي مي‌پندارند و از خواندن آن که شفا و رحمت است، بر بالين بيماران جلوگيري مي‌کنند. چنانکه در اصل ديگري از اساسنامه آمده است:«نام خداوند در رأس همه نام‌ها قرار دارد و خواندن و استعانت فقط سزاوار اوست و نقض آن شرک است(اصل اجتناب از من دون‌الله). مهم‌ترين مصاديق بارز شرک عبارتند از: شخص‌پرستي، روح‌پرستي، مرده‌پرستي، مکان‌‌پرستي، کتاب‌پرستي، خود‌پرستي، دنياپرستي، ظاهرپرستي. بين انسان و خدا، تنها واسطه‌اي که وجود دارد، هوشمندي و شعور الهي (يدالله) است که به صورت‌هاي مختلف نقش يداللهي خود را ايفا نموده، پل ارتباط عالم پايين و عالم بالا مي‌باشد.» (عرفان کيهاني (حلقه)/صص119و120)

نکته جالب در اين اصل اينکه روح‌پرستي و کتاب‌پرستي و مکان‌پرستي حتي قبل از خودپرستي و دنيا پرستي ذکر شده است. حالا بر فرض صحت اين حرف‌ها که پاکان و ناپاکان اگر بخواهند از رحمانيت برخوردارند و هيچ افزوده‌اي به شعور کيهاني و حلقه‌هاي رحماني لازم نيست و همه بدعت‌گذاري و تقلب است؛ در جايي از مانيفست عرفان حلقه اين طور مي‌خوانيم:

«براي بهره‌برداري از عرفان عملي عرفان کيهاني (حلقه)، نياز به ايجاد اتصال به حلقه‌هاي متعدد شبکه شعور کيهاني مي‌باشد و اين اتصالات،‌ اصل لاينفک اين شاخه عرفاني است. جهت تحقق بخشيدن به هر مبحث در عرفان عملي، نياز به حلقه خاص و حفاظ‌هاي خاص آن حلقه مي‌باشد. اتصال به دو دسته کاربران و مربيان ارائه مي‌شود که تفويضي بوده، در قبال مکتوب نمودن سوگندنامه‌هاي مربوط به آنان تفويض مي‌گردد. تفويض‌ها، توسط مرکزيت که کنترل و هدايت‌کننده جريان عرفان کيهاني (حلقه) مي‌باشد، انجام مي‌گيرد.» (عرفان کيهاني (حلقه)/ ص80)

دروغگويي مربي حلقه، دال بر متصل نبودن او به فيض نيست(!)

به اين ترتيب مربيان عرفان حلقه که اتصال را از مرکز مديريت عرفان حلقه دريافت کرده‌اند مي‌توانند آن را به ديگران انتقال دهند يعني اتصال به رحمت عام الهي با وساطت فيض در سلسله مراتب عرفان حلقه امکان‌پذير است! با اين وصف يک مربي عرفان حلقه اگر چه دروغگو باشد و يا به ناپاکي‌هاي ديگر آلوده باشد، چون اتصال به رحمت عام الهي فراتر از اين قيدهاست و چون او اتصال را از مرکزيت و سلسله مراتب عرفان حلقه و شعور کيهاني دريافت کرده و اجازه تفويض را هم گرفته است، مي‌تواند آن را به ديگران منتقل کند، اگرچه گيرنده اتصال از مربي‌ خود پرهيزکارتر باشد، در غير اين صورت شايد، بلکه قطعاً به رحمت عام الهي نمي‌رسد!

بنابراين رحمت عام الهي با اجازه مرکزيت عرفان حلقه در دسترس بندگان خدا قرار مي‌گيرد. توسل و توجه به انبيا و اوليا و واسطه فيض بودن آنها مردود است و تنها مرکزيت عرفان حلقه و سلسله مراتب مربيان آن واسطه فيض شعور الهي و اتصال به رحمت عام حق تعالي هستند.

رحمت عام خدا فقط در دست ماست(!)

براي نقش واسطه فيض بودن مرکزيت و سلسله مراتب عرفان حلقه توصيف‌هاي زيبايي بيان شده است از جمله اينکه «از آنچه روزي آسماني دارند، مانند روزي زميني خود،‌ به ديگران انفاق کنند «مما رزقناهم ينفقون» و از اتصال خود براي آنها نيز ايجاد اتصال کنند.» (انسان از منظري ديگر/صص15و16) اما اين توصيفات زيبا و استفاده تأويلي از آيات قرآن مشکل تناقض گويي را پيچيده‌تر مي‌کند. چون از ديدگاه قرآن رحمت عام الهي در دسترس همه است و هيچ اختياري براي استفاده از آن وجود ندارد، نعمت‌ها و مهلت‌هايي که بين مؤمنان و کافران مشترک است از رحمت عام سرچشمه مي‌گيرد و کساني که از آن درست استفاده کنند و در راه ايمان و شکرگذاري و عشق به خداوند قدم بردارند در حقيقت در حلقه‌ها يا مراتب رحمت خاصه و رحيميت او متصل شده‌اند. «و کان بالمؤمنين رحيماً» (سوره مبارکه احزاب/آيه 43)

بنابراين تناقض بزرگ عرفان حلقه را مي‌توانيم اين طور عنوان‌گذاري کنيم: رحمت عام خدا فقط در دست ماست. اگر سازندگان اين فرقه دست به ابتکار مي‌زدند و نوع ديگري از رحمت الهي را تعريف مي‌کردند - به نام رحمت حلقه‌اي - بهتر بود، البته باز هم دروغ مي‌شد، ولي دست کم ديگر تناقضي وجود نداشت.

اگر بخواهيم با ادبيات عرفان حلقه سخن بگوييم، بايد گفت، خودپرستي‌ها و خودنمايي‌هاي عرفان حلقه به اين اندازه پايان نيافته و دامنه آن بسيار گسترده شده است. در واقع اين فرقه نه تنها عقايد و تصورات خود را يگانه راه حقيقت مي‌پندارد بلکه هيچ نام ديگري را غير از نام خود مجاز نمي‌شمارد.

«هيچ کس حق معرفي اين اتصال را با نام ديگري غير از شبکه‌ شعور کيهاني يا شعور الهي نداشته، اين کار فريب ديگران محسوب شده و باعث سوق آنها به سمت غير از خدا (اصل اجتناب از من دون الله) و انحراف همگان خواهد شد و همچنين هر عاملي که فرد اتخاذ نموده تا بدان وسيله خود را مطرح نمايد يا منجر به منيت و ادعاي رجحان و برتري نسبت به ديگران شود، از انحرافات بارز هستند. (اصل اجتناب از اَنا خير منه).» (عرفان کيهاني (حلقه)/صص90و91)

معلوم نيست اگر حقيقت ماجرا فرقي نداشته باشد تغيير نام چگونه موجب سوق به سمت غير خدا و فريب ديگران خواهد شد؟ و جالب اينجاست که ادعاي رجحان و برتري‌طلبي براي همه از انحرافات بارز است اما در خصوص سازندگان عرفان حلقه، انحراف نيست؛ اگر چه در حد پرستيدن نام خود باشد. اگر عرفان حلقه درست است، چه اشکالي دارد که گروهي به جاي شعور کيهاني بگويند، شعور جهاني، يا روح کيهاني، يا آگاهي الهي،‌ يا شعور هستي، يا هوشياري خلاق، يا نيروي بيکران، يا نيروي الهي، يا هر نام ديگر؟

اين در حالي است که درباره خداوند معتقدند، اگر چه با نام‌هاي گوناگون ياد شود، چون منظور و مقصود، يکي است، خواندن او به نام‌هاي گوناگون در اديان مختلف اشکالي ندارد.

درمانگري شيطاني و نفي قرآن و پيامبر(ص)

اساسنامه عرفان حلقه همه کساني را که بر رحمت الهي چيزي مي‌افزايند، متقلب اعلام مي‌کند و اثبات اين تقلب و بدعت‌گذاري به اين است که با حذف آن عامل، حلقه وحدت که همان حلقه‌هاي شعور کيهاني يا رحمانيت است، همچنان عمل مي‌کند. (عرفان کيهاني (حلقه)/ ص103) به طور مصداقي و روشن توسل به اهل بيت عليهم‌السلام و قرآن کريم در تعاليم عرفان حلقه افزوده‌هاي متقلبانه است و طلب اتصال از طريق تشکيلات عرفان حلقه درست و صادقانه چون با حذف دعاها و قرآن و توسل به اهل بيت، شعور کيهاني عمل مي‌کند، ولي بدون اتصال از طريق تشکيلات حلقه عمل نمي‌کند. پس مي‌بينيم درمانگري در تشکيلات عرفان حلقه فقط درمان نيست بلکه يک متدولوژي معرفت‌شناختي است و براي اثبات عرفان راستين و عرفان تقلبي ارائه مي‌شود و نتيجه آن هم نفي رسول الله(ص) و خاندان او و کتاب خدا به عنوان واسطه‌هاي اتصال به رحمت الهي است، در حالي که خداوند پيامبر را رحمهًْ للعالمين معرفي کرده و قرآن را با وصف شفا و رحمت مي‌شناساند. مهمترين مسأله مطرح درباره گردانندگان و هواداران عرفان حلقه، توانايي ظاهري آنها براي درمانگري است. توضيح اينکه افراد تحت تعليم در اين فرقه با چند لحظه تسليم شدن و گشودن وجود خود، به شعور کيهاني متصل مي‌شوند و از آن پس نيروي درمانگري پيدا مي‌کنند؛ و بدون اينکه تغييري در خود ايجاد کنند يا براي جلب رضاي خدا عملي انجام دهند، در يک لحظه تسليم شدن به نيروي درمانگري دست پيدا مي‌کنند. راز ماجرا اين است که شيطان براي سرگردان کردن انسان در حلقه‌هاي رحمانيت و باز داشتن او از رحمت خاصه و به تباهي کشيدن فرصت‌ها و نعمت‌هاي رحماني، دست به شيطنت‌هاي شگفت‌انگيزي مي‌زند که يکي از آنها «بهبودنمايي» است. به اين معنا که شياطين که از جن‌ و جنس آتش هستند، از نيروهايي برخوردار بوده و در شرايطي مي‌توانند از نيروي خود استفاده کنند. همچنانکه در قرآن مجيد و در ماجراهاي حضرت سليمان علي نبينا و آله و عليه‌السلام آمده است، آن پيامبر بزرگ خدا به اطرافيان خود گفت، چه کسي مي‌تواند تخت بلقيس را حاضر کند، يکي از جنيان گفت: پيش از آنکه از جاي خود برخيزي تخت را به اينجا مي‌آورم. (سوره نمل/38و39) جن‌ها مي‌توانند در عالم مادي کارهايي انجام دهند اما تا انسان سراغ آنها نرود و پاي آنها را به زندگي خود باز نکند توان دخالت ندارند. اما اگر به هر طريق و با هر نامي به نيروي آنها پناه ببرد و تسليم‌شان شود، آنگاه مي‌توانند کارهايي انجام دهند. چنانکه قرآن کريم در اين باره مي‌فرمايد: «بعضي از انسان‌ها به گروهي از جن‌ها پناه مي‌برند و بر ذلت‌شان افزودند.» (سوره جن/6) جن‌ها ممکن است به کساني که به آنها پناه برده‌اند، کمک‌هايي بکنند از جمله ‌اينکه امور پنهان را براي‌شان آشکار کنند؛ يا اشيائي را جابه‌جا کنند يا از نيروي خود براي جبران ضعف‌ها و بيماري‌ها استفاده کنند؛ بدون اينکه درمان و بهبودي اتفاق افتاده باشد. مثل اينکه به يک فرد فلج کمک کنند تا روي پا بايستد. اين مورد بهبودنمايي يا شفانمايي است که در واقع درماني صورت نگرفته، فقط با تسليم شدن فرد نيروهاي شيطاني وارد زندگي او شده و بدون شک دردسرها و تبعاتي خواهد داشت.

در عرفان «حلقه» نيروهاي شيطاني با نام شبکه شعور منفي (عرفان کيهاني –حلقه- ص93) يا موجودات غير ارگانيک ناميده شده‌اند و ادعا مي‌شود که با آنها ارتباطي ندارند. اما گذشته از معيارهاي روشن اخلاقي و ديني در درمانگر و درمان‌جو که نفوذ نيروهاي شيطاني را نشان مي‌دهد، شاخص‌هاي ديگري براي تشخيص درمان‌هاي شيطاني وجود دارد، از جمله تدريجي بودن و زمانبري درمان‌هاي شيطاني؛ زيرا نيروهاي شيطاني محدود است و براي حصول نتيجه نياز به زمان دارد. اما نيروي الهي در لحظه‌اي با «کن فيکون» اوضاع را دگرگون مي‌کند. همانطور که در ماجراي حضرت سليمان آمده كه‌جن براي آوردن تخت بلقيس نياز به زمان داشت و گفت پيش از آنکه از جاي خود برخيزي آن را مي‌آورم و حضرت سليمان به او و نيرويش هيچ اعتنايي نمي‌کند. در مقابل وقتي که آن انسان مؤمن به نام «عاصف بن برخيا» با نيروي الهي خواسته سليمان را پاسخ مي‌دهد، در چشم به هم زدني تخت حاضر مي‌شود و حضرت سليمان به خاطر توفيق تربيت چنين انسان‌هايي، خدا را شکر مي‌کند. (سوره نمل/ آيه40) نشانه ديگر درمان‌هاي شيطاني و تفاوت آن با درمان‌هاي الهي با مقايسه درمان‌جويان عرفان حلقه با شفايافتگان در زيارتگا‌ه‌ها و توسل به حضرات معصومين(ع) معلوم مي‌شود. درمان يافتگان از طريق الهي و معنوي تمام امراضشان، به طور کامل برطرف مي‌شود. يعني اگر کسي فلج باشد و کور هم باشد، وقتي شفاي الهي مي‌آيد، همه مرض‌ها کاملاً از بين مي‌رود؛ اما با درمان‌هاي شيطاني همه مشکلات برطرف نمي‌شود و در بسياري از موارد مرض اصلي و مورد نظر هم به طور کامل درمان نمي‌پذيرد. راه نفوذ نيروهاي شيطاني در وجود فرد و زندگي او، تسليم شدن است. تسليم شدن دو صورت دارد: يا تسليم شدن به خواسته‌هاي مشخص و روشن خداوند است که در شريعت آمده و در هر ديني احکام آن معلوم است. در اين صورت ظاهر و باطن شخص شهادت مي‌دهد که تسليم و دلباخته خداوند است. صورت دوم تسليم در برابر اموري ناشناخته‌ است که به شکلي مبهم در ذهن فرد انجام مي‌گيرد؛ در اين صورت راه نفوذ شياطين کاملاً باز مي‌شود؛ به خصوص اگر پاي استفاده از نيروهاي آنها در ميان باشد و فردي که به طور مبهم خود را در وضعيت تسليم قرار داده و وجود خود را کاملاً گشوده، انتظار رويدادي مثل درمان شدن يا جابه‌جايي اجسام را داشته باشد. پايه و اساس عرفان «حلقه» دست‌درازي به سوي نيروهاي شيطاني است که آثار و نشانه‌هاي آن به صورت علمي و تجربي در زندگي و اطراف درمانگران و درمان‌جويان کاملاً قابل بررسي است. ديگر روزگاري که گروهي با تنگ‌نظري اين پديده‌ها را خرافات مي‌پنداشتند، گذشته است. جن مي‌تواند در شرايط خاصي به زندگي انسان وارد شود که ساده‌ترين راه ورودش به تعبير قرآن کريم پناه بردن به اوست. عرفان حلقه اين در را مي‌گشايد و نيروهاي شيطاني را به نام شعور کيهاني و حلقه‌هاي رحماني معرفي مي‌کند. به همين علت کنار گذاشتن قرآن و اهل بيت(ع) خللي در حلقه‌هاي آنها ايجاد نمي‌کند، بلکه واسطه اين نفوذ شيطاني، مرکزيت عرفان حلقه و سلسله مراتب مسترهاست.

از عشق تا شريعت

در اساسنامه عرفان حلقه نوشته‌اند: «انسان نمي‌تواند عاشق خدا شود، زيرا انسان از هيچ طريقي قادر به فهم او نيست و در حقيقت خدا عاشق انسان مي‌شود و انسان معشوق مي‌باشد و مشمول عشق الهي و انسان مي‌تواند فقط عاشق تجليات الهي، يعني مظاهر جهان هستي شود و پس از اين مرحله است که مشمول عشق الهي مي‌گردد.» (عرفان کيهاني (حلقه)/ صص124و125)

آغاز اين اصل يک دروغ بزرگ و شيطاني است. براي شعله‌ور شدن آتش عشق خداوند، کمترين درجات معرفت کافي است. اگر چه انسان نمي‌تواند خداوند را به طور کامل بشناسد ولي قلبي که هنوز لانه شيطان نشده بهتر از همه مظاهر هستي، هستي بخش مهربان را درک مي‌کند و به او عشق مي‌ورزد و در شرايط سخت زندگي اميد و عشق به او را تجربه مي‌کند.

وقتي خداوند از فهم بشري کاملاً کنار گذاشته شود به طور طبيعي عشق به او هم مفهوم خود را از دست مي‌دهد و آنگاه بشر مي‌ماند و دل‌باختگي به مظاهر جهان هستي. از اين عشق و دلباختگي‌هم هرچيزي ممکن است به وجود بيايد که نمونه‌هاي بارز آن مسترپارتي‌هاي عرفان حلقه يا ميهماني مربيان عرفان حلقه است. البته ممکن است از اين ميهماني‌ها در جاهاي ديگر هم برگزار شود، اما مشکل اصلي در اينجا اين است که در عرفان حلقه، خانم‌ها و آقايان استاد عرفان هستند، آن هم عرفاني که در اساسنامه خود شريعت و طريقت و حقيقت را در نهايت يکي مي‌داند! ( عرفان کيهاني(حلقه)/ ص112)

ضرورت برخورد قاطع با برهم‌ زنندگان هارموني معنوي جامعه

عرفان حلقه با تأکيد بر اتصال به حلقه‌هاي رحمانيت خداوند، به دنبال تجلي صفات قهر و غضب و اضلال او رفته که پيشگام اين راه شيطان است. بارزترين نشانه‌هاي شيطاني بودن اين فرقه خودپرستي افراطي و شديدي است که نه تنها راهي غير از راه خود را قبول ندارند، بلکه هر نامي غير از نام خود را انحراف مي‌دانند. عرفان حلقه به بهانه درمانگري مردم را به نفوذ نيروهاي شيطاني درآورده و با عنوان عرفان آنها را به راه عصيان در برابر معشوق و معبود هستي مي‌کشاند.

آنچه بهداشت معنوي به آن مي‌پردازد، فقط اين نيست که جامعه روبه تاريکي و ناپاکي مي‌رود يا در مسير پاکي و روشنايي حرکت مي‌کند، بلکه هزار مرتبه از اين مهمتر مواردي است که معيارها دگرگون مي‌شود و اعمال شيطاني به نام طريقت و تسليم هوس‌ها و وسوسه‌هاي شيطاني شدن به نام عرفان معرفي مي‌شود. گناه با توبه جبران مي‌شود و انسان را به عشق و آمرزش الهي نزديک مي‌سازد، اما اگر اين گناه به نام سلوک الي الله انجام شد، چه کسي مي‌تواند از آن توبه کند و به سوي معبود و معشوق حقيقي بازگردد؟!

با اين خرافات و دروغ‌هاست که بهداشت معنوي در جامعه تهديد مي‌شود. اينکه به نام عرفان و رحمانيت خداوند، بندگان خدا را به نيروهاي شيطاني بفروشند و اخلاق و انسانيت و ايمان را در آنها نابود کنند، تهديدي جدي براي سلامت معنوي جامعه است.

اين وظيفه دولت هاست که با برهم زنندگان هارموني و نظم معنوي جامعه برخورد قاطع کرده و شرايطي را فراهم کنند که افراد جامعه در يک مدار سالم معنوي حرکت داشته باشند.
جامعه هر قدر هم در فساد غوطه‌ور باشد، حق دارد امکان تشخيص و تمايز ميان عرفان و عصيان و فرصت بازگشتن به سوي خدا را داشته باشد. هدف نظريه بهداشت معنوي اين است که با جلوگيري از نشر خرافات و انحرافات معنوي، از گم‌شدن راه‌هاي خداوند در ميان هوي و هوس‌هاي شيادان يا فريب‌خوردگان جلوگيري کند و از امکان تجربه زندگي معنوي براي شهروندان پاسداري نمايد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام تیر 1389ساعت 11:9  توسط میر حمید موسوی  | 

باشگاه جوانی برنا/وبلاگ خبرنگار اصولگرا

"طاهری" رئيس يك فرقه انحرافي كه به صورت هرمي كار مي كرد و مدعي تفويض اتصال به طور عام به روح القدس بود توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) بازداشت و روانه زندان شد.

رئيس فرقه انحرافي "عرفان حلقه" كه خود را مهندس مي‌خواند از طريق ارتباط با يك جن‌گير با فريب دانشجويان و فارغ‌التحصيلان مدعي است كه به خداوند اتصال دارد

طي سال‌هاي اخير شاهد گسترش فرقه هاي انحرافي و خودساخته‌اي بوديم كه با توسل به معاني مافوق طبيعت و فرامادي، مبادرت به جذب مخاطب و سپس فريب و سوءاستفاده از آنها مي‌كنند، عرفان حلقه يكي از اين فرقه‌هاي دست ساز است. در گزارش پيش‌رو به ابعاد مختلف فعاليت‌هاي مخرب اين فرقه انحرافي مي‌پردازيم.

*
كلاس‌هايي كه شعور انساني اسكن مي‌شود!

رهبر اين فرقه از سال 1376 با راه اندازي كلاس‌هايي جهت ترويج افكار و عقايدش عرفان حلقه را راه‌اندازي‌ و رسماً اعلام موجوديت كرده‌است. اين گروه ابتدا براي اينكه وجهه قانوني نيز داشته باشند، با سلسله رايزني‌هايي مجوزي از سازمان ملي جوانان دريافت كرد كه پس از تشكيل چند دوره از كلاسها اين مجوز توسط سازمان ملي جوانان تمديد نشد.

مبناي حرف اين فرقه يا يكي از مهمترين ادعاهاي رهبر فرقه اين است كه وي ادعا مي‌كند قدرت اتصال دهندگي به شعور كيهاني را دارد. يعني مي‌تواند انسان‌ها را در كره زمين به جريان شعور كيهاني وصل كند و بدين ترتيب يك حلقه‌اي ايجاد مي شود و عرفان حلقه شكل مي‌گيرد. عرفان حلقه الهام گرفته از تعابيري است كه معمولاً دراويش و صوفيه دارند و از تعبير حلقه استفاده مي‌كنند.

شايد بتوان گفت يكي از خصوصيات اين فرقه كه آنها را با برخي از فرقه‌ها متمايز مي‌كند (اگر فرقه‌هاي ديگر عوام را كه كانون توجهات خود قرار مي‌دهند) خواص را نشانه گرفته‌است. جذب شدگان توسط اين فرقه، معمولاً كساني هستند كه تحصيلات بالايي دارند و از قدرت ارتباط‌گيري با بسياري از مراكز علمي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي و ... برخواردارند. اين فرقه پس از تشكيل و راه‌اندازي كلاس‌هاي خود يك ادعاي ديگر را نيز مطرح كرده و آن ادعا اين است كه "ما قدرت فرادرماني داريم. يكي اينكه مي‌توانيم امراض را شفا بدهيم. "

آنها ادعا دارند كه مي‌توانند افراد را به شعور كيهاني يا شعور الهي متصل كنند و سپس آن شعور الهي بدن افراد را اسكن مي‌كند و بدينوسيله بيماري‌هاي آنان را شناسايي و شفا مي‌دهد.( البته در صورتي كه صلاح بداند) آنها همچنين ادعا مي‌كنند اين بيماري‌ها شايد بيماري‌هايي باشد كه شخص از وجود آنان مطلع نباشد. اين گروه مدعي هستنند كه در صدد رسانيدن انسانها به كمال هستند و عرفان را به دو دسته عرفان كمال و عرفان قدرت تقسيم مي‌كنند. مي‌گويند: ما قسمت عرفان كمال هستيم و عرفان‌هايي كه مي‌آيند از اين موضوع استفاده شخصي مي‌كنند به عرفان قدرت مربوط هستند كه در دسته عرفان‌هاي شيطاني قرار دارند و ما آمده‌ايم كه با گسترش شبكه شعور شيطاني مقابله كنيم.

*
نماد واقعي از استبداد راي

اين فرقه مثل تمام فرقه‌ها دعوت به شخص و فرد مي‌كنند. رئيس اين فرقه بايد محبوب‌ترين و مهمترين فرد براي افراد جذب شده باشد. و كوچكترين نقد به وي باعث مي‌شود تا يك مقابله عظيم، با شخص انتقاد كننده صورت گيرد و در چنين مواقعي اعضا كاملاً كر و كور از رئيس فرقه حمايت مي‌كنند.

اگر كسي از اين گروه بخواهد به اصطلاح به درجات بالاي كمال برسد، وي خطاب به او مي‌گويد: اين من هستم كه تو را به اين كمال رساندم و باعث شدم كه اين آگاهي را بدست بياوري.
او همچنين قدرت تفويض را براي خود قائل است و مي‌گويد ما قدرتي براي مقابله با شياطين و موجودات غير ارگانيك ‌داريم و اين تشعشع دفاعي را مي‌توانيم به افراد ديگر نيز تفويض كنيم.اعضاي گروه عرفان حلقه پس از پايان كلاس‌هاي خود پايان نامه‌هايي را به شركت‌كنندگان مي‌دهند و پس از آن يك دوره كلاس باعنوان تشعشع دفاعي را نيز پشت سر مي‌گذارند و اگر كسي اين دوره را با موفقيت طي كند به وي مدرك تشعشع دفاعي داده مي‌شود و به آنان مي‌گويند و تأكيد مي‌كنند كه خود اين مدرك نيز داراي خواصي است كه بايد به آن احترام كرد.

*
آشنـايي با رييس فرقـه عرفان حلقـه

رهبر اين فرقه " م. ط " معروف به مهندس است. وي هيچ سابقه مطالعاتي، پژوهشي و تحصيلاتي چه آكادميك و حوزوي ندارد. اين به‌اصطلاح استاد عرفان همچنين توان قرائت قرآن را ندارد و آيات را غلط قرائت مي‌كند. وي تاكنون دو كتاب در خصوص معرفي عرفان خود نوشته است. كتاب‌هاي وي حاوي انبوهي از انحرافات فكري و عقيدتي است. هر چند گفته مي‌شود مهندس است، اما وي تاكنون مدركي در اين خصوص ارائه نكرده است. يعني مشخص نيست، در چه رشته‌اي مهندسي گرفته، از كدام دانشگاه مدرك گرفته و يا فعاليت مهندسي دارد يا خير. اما اين فرد توانسته افرادي را كه داراي مدارج بالاي علمي و دانشگاهي هستند جذب كند. ظاهراً وي مدتي با يك جن‌گير نيز مرتبط بوده و مدعي است به او پول پرداخت كرده تا از توانايي وي بهره ببرد.

*
كلاس‌هاي فرقه حلقه و سوء‌استفـاده هاي مالـي

كلاس‌هايي كه توسط اين فرقه برگزار مي‌شود بدين صورت است كه هر دوره اين كلاسها 6 جلسه است كه هر هفته يكبار برگزار مي‌شود. مسئولان براي اين 6 جلسه مبلغي در حدود 50 هزار تومان از مخاطب اخذ مي‌كنند و اين فرد پس از گذراندن اين مورد به مقام استادي نايل مي‌شود! اين پول تماماً به جيب فرد رئيس فرقه مي‌رود كه تلاش دارد انسانها را به كمال دعوت كند! البته به نظر مي‌رسد اين يك كمال حساب بانكي است تا معنويات روحاني.
اين مسئله باعث شده كه بسياري از مسئولان اين فرقه و اطرافيان و خانواده‌هاي آنها به مكنت مالي قابل توجهي دست پيدا كنند. ماشين‌هاي گران قيمت سوار شوند، حساب‌هاي بانكي آنها هميشه رقم‌هاي قابل توجهي را به خود ديده و ببيند.
در اين دوره‌ها كه توسط مسولان عرفان حلقه برگزار مي‌شود، حدي براي پذيرفتن كارآموز وجود ندارد و سياست مسئولان و دست‌اندركاران فرقه اين است كه هرچقدر مخاطبين بيشتر شركت كنند بهتر و مطلوب‌تر است و درآمدزايي بيشتري صورت مي‌گيرد. مسئولان اين فرقه مدعي هستند كه در 4 سال اخير در حدود 6 هزار نفر را تحت آموزشي قرارداده‌اند و اين افراد از حاميان عرفان حلقه هستند. اما حقيقت اين است كه اين آمار بدون شك غير واقعي است و براي القاي گستردگي اين فرقه اعلام مي‌شود. اين گروه از اينترنت استفاده‌هاي زيادي كرده‌اند و تاكنون سايت‌هاي اينترنتي و وبلاگ‌هاي زيادي را راه‌اندازي كرده‌اند كه اين روند در حال حاضر ادامه دارد و بهره‌گيري اين گروه از فضاي سايبري روز به روز بيشتر مي‌شود. همچنين مسترهايي هستند كه در خارج از كشور با اين گروه ارتباط دارند.
در بررسي فرقه اما بايد به چند نكته دقت جدي كرد. يك فرقه براي اينكه حقانيت خود را ثابت بكند بايد رهبر آن فرقه چگونگي اتصال خودش را به خداوند از طريق اولياء الهي اثبات كند. اين سؤال بسيار مهمي در عدم مشروعيت اين فرقه است كه تاكنون پاسخ داده نشده‌است. معمولاً رهبران فرقه‌هاي منحرف انسان‌هاي خود انتصابي هستند كه اين فرد نيز از اين قضيه مستثني نيست، چون او نيز با تصميم خودش به عنوان رهبر فرقه منصوب شده و هيچ دليلي براي حقانيت خودش ارائه نداده است.

*
محتــواي اعتقــادي عرفان حلقه و شباهت آن با كليساهاي خانگي

فرقه حلقه از نظر اعتقادي مخلوطي از فرقه‌هاي مختلف است. يعني آدم‌هايي كه در اطراف طاهري قرار گرفته‌اند، هركس به اندازه سطح مطالعاتش به رهبر فرقه كمك مي‌كنند. هر كس به نوعي، آموزشي به وي مي‌دهد و سپس اطلاعات مختلف جمع آوري شده، توسط وي در كلاس‌ها طرح مي‌شود. شيوه كار ورود اين فرد بدون شك كپي‌برداري از مسيحت است كه با برشمردن برخي از مصاديق اين مسئله تبيين خواهد شد

به فرض مثال مسئله ارتباط با روح القدس از مسايلي است كه در كتاب عرفان حلقه آمده است. يعني رهبر فرقه مدعي است كه در حلقه وحدت، يك نفر يا دو نفر مي‌آيند. يك نفر مثلا شخصي است كه مي‌خواهد متصل شود، نفر دوم اتصال دهنده كه معمولا يا مستر يا رهبر حلقه است، نفر سوم روح‌القدس است و نفر چهارم خداست. اين يعني همان نگاه پدر، پسر و روح‌القدس كه اتفاقا حالا وقتي اعتقادات اين گروه را مطالعه كنيد، متوجه مي‌شويد كه شبيه همان جريان هم ساخته شده است.

الان يكي از كارهايي كه اينها انجام داده‌اند و شبيه به مسيحيت است،مسئله فرا درماني و شفاست. يكي از ويژگي‌هاي حضرت عيسي (ع) ‌اين بود كه امراضي را شفا مي‌دادند كه فراتر از توانايي عادي بشر بود و اين مدل را عرفان حلقه اعلام و اجرا كردند و گفتند " ما شفا مي‌دهيم. " شيوه‌اي هم كه در ارائه مطالب به مخاطبين در نظر گرفته است نيز به مسيحيت شباهت دارد.

شباهت ديگر عرفان حلقه به مسيحيت اين است كه مسيحيان معتقدند حضرت عيسي (ع) راه مي‌رفته‌اند سخناني ايراد مي كرده‌اند و حواريون يادداشت مي‌كردند و بدين طريق بسياري از سخنان حضرت عيسي (ع) ‌نيز منتشر مي‌شد و كتب مقدس نيز اينگونه نوشته و جمع‌آوري شده‌است. طاهري هم دقيقاً به همين سبك هم طاهري جلسه‌ به جلسه در دوره‌هاي مختلف مسايلي را مطرح مي‌كند كه اين مطالب كم‌كم به رشته تحرير در‌ مي‌آيد و مباني فكري عرفان حلقه تكميل مي‌شود. پس با كنار هم قرار دادن اين مطالب مي توان دريافت كه شيوه‌هاي سيستماتيك عرفان حلقه، شيوه‌هاي مسيحيت است و همان جريان را كه مسيحيان در جريان كليساي خانگي براي رشد نيروهايشان پيگيري مي‌كنند، در عرفان حلقه عيناً دنبال مي‌شود.1

محتواي اعتقادي عرفان حلقه ملقمه‌اي از مجموعه‌هاي مختلف است. بخشي از آن از عرفان اسلامي گرفته شده، بخشي از اعتقادات صوفيه و جريانات صوفي‌گري اخذ شده، يك بخش از اعتقادات جريان حلقه ‌از عرفان هندو گرفته شده است (اصلا خود واژه كيهان كه اينها از آن استفاده مي‌كنند، بحث چاكراي كيهاني است كه در مباحث اوشو و رام الله هند نيز مطرح شده است. شما خيلي از مطالب و متون عرفان حلقه را اگر نگاه بكنيد،‌ متوجه خواهيد شد كه اين متون ترجمه است، فقط قالب آن ايرانيشده و به‌اصطلاح بومي‌سازي شده، در برخي اوقات نيز اشعاري به آن اضافه شده، البته در مواردي نيز آيات قرآن اشتباه و بدون ربط به آن افزوده‌ شده‌است. دركل اين فرقه يك مدل و ايدئولوژي مشخصي ندارد و ساختار اعتقادي آن پر از پارادوكس و تناقض است و مانند بسياري از فرقه‌ها، هر مطلبي كه بتواند مردم را جذب كند در منشور اعتقادي آن گنجانده شده است. يكي ديگر از ادعاهاي وي، قائل شدن يك نقش جهاني براي خودش است. با نگاهي ساده به ادعاي اخير اين فرد مي‌توان دريافت كه وي اين بار نيز درصدد است، در نقش حضرت عيسي(ع) ‌ظاهر شود. يعني او با اين ادعا قصد دارد به اين مطلب تاكيد كند كه همانطور كه عيسي(ع) ‌از پيامبران اولوالعزم و محدوده دعوت وي جهاني بوده او نيز فردي با يك مشخصات جهاني است.

در همين راستا، در كتاب عرفان حلقه آمده، اين عرفان فراتر از همه مناسك و اعتقادات است. هر كس با هر آييني مي‌تواند جذب اين عرفان شود و به كمال دست يابد و حلقه اين كمال هم رييس فرقه است كه به خداوند اتصال دارد! و علاوه بر اينكه خودش با خداوند ارتباط دارد، برخي افراد را نيز مي‌تواند متصل كند و اين ارتباط به گونه‌اي است كه حتي پيغمبران الهي نيز ارتباط بدين سبك را مطرح نكرده‌اند.

*
وجه تسميـه عرفان كيهانـي يا حلقـه

اما چرا نام اين عرفان، عرفان كيهاني است. اگر بخواهيم منشا اين عرفان را عنوان كنيم بايد بگوييم، اين عرفان الهي نيست، چون اگر الهي بود بايد نام آن را عرفان الهي مي‌گذاشتند. عرفان كيهاني يك نوع عرفان ماترياليستي است كه ما مثلاً در قرن 17و 18ميلادي در غرب شاهد اين قبيل گروه‌هاي شبه‌عرفاني ماترياليستي بوديم. يعني كساني آمدند و يك سري ايدئولوژي‌هايي را مطرح كردند و علي‌رغم اينكه خدا را انكار مي‌كردند، اما به انرژي طبيعت و انرژي كهكشانها و ... قائل بودند. هاليوود نيز در برهه‌اي از زمان مبادرت به ساخت فيلم‌هايي كرد كه در آن به ارتباط انسانها با كهكشانها مي‌پرداخت و انسان‌هاي ماورايي در آن به تصوير كشيده مي‌شدند. نمونه‌اي از اين ديدگاه را مي‌توان در عرفان حلقه ديد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام تیر 1389ساعت 11:2  توسط میر حمید موسوی  | 

مرشدان گم‌کرده ره؟!
از دادزنی در لاله زار تا ملغمه ای به نام عرفان حلقه
همانگونه که ریکی مدعی است که روش او یک مذهب نیست گردانندگان عرفان حلقه نیز بر این ادعا استوارند ولی در اعمال با ورود به مسائل دینی و مذهبی آنها را به چالش کشیده و به سخره می‌گیرند/ البته وی سفرهایی به ترکیه داشته که همه در راستای خوش‌گذرانی و اعمالی بوده که از یک مدعی ارتباط با کهکشان‌ها قبیح می‌باشد.
طی این مرحله بی همرهی خضر مکن                    ظلمات است بترس از خطر گمراهی

در ادامه سلسله‌گزارش‌های «تابناک» در خصوص مرشدان گم‌کرده ره، در این گزارش به بررسی بخشی دیگر از انحرافات عرفان حلقه می‌پردازیم.

« بشتابید امشب و هر شب با هنرنمایی رقصندگان مشهور ساعاتی خوش را برای شما تدارک دیده‌ایم.»

شاید خواننده محترم از نوع شروع این نوشتار به این بیاندیشد که نویسنده چه منظوری را لحاظ  کرده است؟ در واقع این بخشی از دیالوگ‌هایی است که افرادی که فضای لاله‌زار قدیم را به خاطر می‌آورند هر روز در مقابل یکی از تئاترهای آن روزگار، می‌دیدند.

اما قهرمان پوشالی داستان ما نیز از همین نقطه آغاز کرده است.

«م.ط» در مورخ 1/1/1335 در کرمانشاه پا به عرصه وجود گذاشته است. اطلاعات شناسنامه نامبرده حکایت از تولد در این تاریخ با شماره 31191 صادره از بخش یک کرمانشاه که پدرش به نام محمدآقا متولد کنگاور به شناسنامه 414 کرمانشاه و مادرش عزت‌الملوک اهل کنگاور.

نامبرده پیش از انقلاب در همین لاله‌زار خودمان به شغل دادزنی در مقابل تئاتر نصر و جامع باربد مشغول بوده و جهت تشویق مردم به حضور در مراسم اشخاصی چون جمیله، جبلی و حجتی فعالیت می‌کرده با توجه به فضای کسب و کار منطقه لاله‌زار و بورس لوازم برقی و الکتریکی بودن آن منطقه، نامبرده در ادامه وارد کارهای سیم‌کشی برق شده و این شغل را ادامه می‌دهد.

بنابر این گزارش در همین اوضاع و احوال و تب و تاب دهه 50 ایران با توجه به درک و فهم پایین سیاسی و اجتماعی جذب یکی از گروه‌‌های چپ مارکسیستی شده و بعد از شکست مفتضحانه این سازمان، از ترس مدتها خانه‌نشین می‌شود.

در این دوران یکی دیگر از هواداران این گروهک به نام «فریدون» به او پیوسته و با مطالعه بر روی افکار ریکی ـ از عرفان های ژاپنی ـ و در ارتباط مخفیانه با بقایای سازمان مذکور شروع به طراحی پدیده «عرفان حلقه» می‌نماید.

البته شاید یکی از ریشه‌های این انحراف را در القائاتی دانست که گروه‌های چپ برای اعضا و هواداران خود به وجود آورده که آنها از قدرت آنالیز برتر نسبت به دیگر طبقات اجتماعی برخوردار هستند.

نامبرده دارای هیچ‌گونه تحصیلات آکادمیک و دینی نمی‌باشد

برخلاف ادعای نامبرده که مدعی تحصیل در کشور ترکیه در دانشگاه «ارتادو» می‌باشد. بنا بر تحقیقات انجام شده این یک ادعای خلاف واقع بوده و وی دست به جعل عنوان زده است. البته وی سفرهایی به ترکیه داشته که همه در راستای خوش‌گذرانی و اعمالی بوده که از یک مدعی ارتباط با کهکشان‌ها قبیح می‌باشد.

در ادامه به بررسی ریشه‌های این تفکر انحرافی و مدعیان  نقد این فرقه خواهیم پرداخت. نامبرده این فرقه را از سال 1376 با راه‌اندازی کلاس‌هایی جهت ترویج افکار و عقایدش علنی می‌کند، در ابتدا برای وجه قانونی دادن به آن با یک سری رایزنی‌ها مجوزی نیز از سازمان ملی جوانان می‌گیرد که پس از تشکیل چند دوره و افشا شدن ماهیت واقعی دیگر تمدید نمی‌گردد.

ریشه‌ها

برخلاف ادعای نامبرده مبنی بر ابداع این روش با بررسی دقیق در این گزارش پی خواهیم برد که ریشه این تفکرات را باید در افکار مکتب شای و ریکی مشاهده کرد و این برخلاف ادعای نامبرده، مبنی بر این‌که سی سال زحمت کشیده است تا به این شعور کیهانی برسد، می‌باشد.

«میکائو اوسایی» ژاپنی در قرن 19 میلادی با تلفیق مکاتب بودایی چین و تبت و افکار هندو مکتبی را با نام «ریکی» بنیان نهاد که به معنای «انرژی کیهانی» می‌باشد. نامبرده با تلفیق مبانی این مکتب و برداشت‌های غلط و غیرکارشناسی خود! با مطالب دینی و عرفان اسلامی ملغمه‌ای از حقیقت و دروغ به وجود آورده است.

به عنوان شاهد مثال به گوشه‌ای از این برداشت‌ها اشاره می‌گردد:

ریکی: نیروی عمومی حیات، انرژی کیهانی، نیروی همگانی الهی و شفابخش جهان است.
ریکی: یک هنر است که از مستر به فراگیر منتقل می‌گردد.
ریکی: انرژی نامحدود و بی‌نهایت دایمی است.
ریکی: وجود هوشمند، زنده و آگاه است.

عرفان حلقه: اساس این عرفان بر اتصال به حلقه‌های متعدد شعور کیهانی (هوشمندی حاکم بر جهان هستی است)
عرفان حلقه: بیمار توسط مستر به شبکه شعور  کیهانی متصل می‌شود.
عرفان لحقه: شفابخش تمام بیماری‌های روحی و جسمی لاعلاج است.
عرفان حلقه: یک شبکه کاملا آگاه و هوشمند است.

گفتنی است، همانگونه که ریکی مدعی است که روش او یک مذهب نیست گردانندگان عرفان حلقه نیز بر این ادعا استوارند ولی در اعمال با ورود به مسائل دینی و مذهبی آنها را به چالش کشیده و به سخره می‌گیرند.

انحرافات:

1. رد شفاعت و توسل به ائمه معصومین

2. تعبیر دین به خرافه

3. کلاس‌های خلاف شرع و عرف (کلاس‌های مختلط زن و مرد بدون رعایت پوشش اسلامی و عرفی)

4. کسب درآمدهای غیرقانونی (به عنوان مثال نامبرده برای برگزاری شش دوره کوتاه‌مدت از هر نفر سیصد هزار تومان دریافت می‌کرده است)

5. تبلیغ پلورالیسم دینی

6. وابستگان این فرقه، منکر شفاعت و توسل به ائمه هستند این در حالی است که برای خود نوعی ولایت قائلند که مرتبطین حلقه از طریق آنها می‌توانند به روح‌القدس متصل شوند.

7. طرح مسائلی درخصوص احضار ارواح و رابطه با جنیان (نامبرده مدتی طولانی با یک جن‌گیر در ارتباط بوده است).

8. بازی با کلمات و الفاظ و مصادره به مطلوب آن جهت اعمال فرقه‌ای

9. بی‌بندوباری و فحشای معنوی

10. درمانگری با استفاده از روش‌های شیطانی

11. توهین به مقام الوهیت

12. جعل مدرک و عنوان
و ... .

این تنها گوشه‌ای از انحرافاتی می‌باشد که در سخنرانی‌ها و مکتوبات و اعمال این فرقه دیده شده است.

نتیجه فرقه‌بازی:

باید خوانندگان فهیم را به این موضوع آگاه کنیم که ظهور چنین پدیده‌هایی در واقع نتیجه عدم ثبات شخصیتی و رنج بردن از نوعی بیماری روانی سرکردگان این نوع فرقه‌هاست که با ریشه‌یابی در گذشته افراد و نوع سرخوردگی‌های اجتماعی آنها می‌توان به علت این ساختارشکنی اجتماعی پی برد و ظهور این‌گونه افکار التقاطی در جامعه باعث معضلاتی می‌شود که می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1. سست شدن کانون خانواده: بسیاری از کسانی که در این‌گونه جلسات شرکت کرده‌اند و کار آنان به جدایی از همسران خود کشیده است علت را نوع روش و منشی می‌دانند که در این  کلاس‌ها تبلیغ می‌شود.

2. توسعه افکار الحادی: فرقه‌بازان با حرکتی نرم در مرحله اول به حمله به ارکان دین و باورهای دینی مردمان پرداخته و موازی با آن به تبلیغ شخص‌پرستی و دین‌های خودساخته می‌پردازند.

3. اعمال منافی عفت: فرقه‌گرایان با شکستن حریم شرع و عرف و تشکیل کلاس‌های مختلط، بدون رعایت موازین شرعی و عرفی زمینه‌ساز ارتباطات خارج از حد شرع و عرف شده که باعث مشکلات عدیده اجتماعی می‌گردد در مواردی نیز خود لیدرهای فرقه به هتک حرمت نسبت به مریدان خود اقدام نموده‌اند.

پرسش‌ها

1. اصحاب این فرقه که منکر شفاعت از طریق معصومین و توسل به آنها می‌باشند چرا خود مدعی هستند که تنها رابطه وصل به شعور کیهانی آنها هستند، نعوذ بالله وی مقامی فراتر از ائمه معصومین برای خود قائل هستند؟

2. با توجه به ادعای نامبرده در خصوص دارا بودن شعول کیهانی چرا به دنبال جعل مدرک جهت اثبات شعور زمینی گردیده است؟

3. نامبرده مدعی است که برای نجات انسان‌ها به این اعمال دست می‌زند پرسش اینجاست که یک مصلح اجتماعی چرا دست به اخاذی از مردم و دریافت وجوه نامتعارف (سیصد هزار تومان برای شش جلسه تدریس و بیست هزار تا پنجاه هزار تومان برای حق عضویت ماهانه) از افراد کرده و تعداد صفرهای حساب‌های بانکی خود را افزایش داده است؟

4. اگر روش فرادرمانی این فرقه فرمولی جامع جهت شفای کلیه بیماری‌های روحی و جسمی افراد است اساسا وجود کثیری از دانشمندان رشته پزشکی و مراکز درمانی و پزشکان محترم جهت درمان بیماری‌های مردم به چه کار آید، کافی است نامبرده اراده کند و مشکلات درمانی همه مردم اکناف عالم حل شود.

البته این نوشتار بر آن نیست تا به شرح کامل و جزییات انحرافات تفکری نامبرده بپردازد زیرا این بحث آنقدر بحر طویلی است که از حوصله خوانندگان عزیز خارج است و مجالی دیگر را می‌طلبد.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 17:34  توسط میر حمید موسوی  | 

نقدی بر عرفان حلقه (فرادرمانی)

میر حمید موسوی

 

(گروه تحقیق و پژوهش کانون فرهنگی امام رضا (ع) تبریز)

 

پيشگفتار

چند صباحي است كه در شهر و كشورمان صحبت از برگزاري مخفي كلاسهاي عرفاني مي شود كه مدعي شفا بخشيدن بيماران صعب العلاج ، ناعلاج و مادر زاد  است. محمد علي طاهري بنيانگذار عرفان حلقه يا كيهاني ، اين عرفان را برگرفته از عرفان كهن ايران مي داند و حتي زنده كردن مردگان و شفا بخشيدن بيماران ناعلاج توسط حضرت عيسي مسيح(علي نبينا) را از طريق همين نيرو (شعور كيهاني) مي داند.

ما هم براي روشن كردن اذهان عموم ،‌نگاهي خواهيم داشت بر افكار ، اهداف و عملكرد عرفان حلقه و همچنين آنها را با دستورات و عقايد اسلام تطبيق خواهيم داد.

·         عرفان كيهاني

برخي مدعيان جديد و روشنفكر عرفان ، براي تحت تأثير قرار دادن مخاطبان ، سعي در القاي ادعاهاي به ظاهر علمي مي كنند ؛‌  مانند انرژي درماني ،‌فرا درماني ، كيهان درماني.

بنيانگذار عرفان كيهاني يا حلقه فردي به نام محمدعلي طاهري است. در مورد سطح سواد اين فرد اطلاعاتي ارائه نمي شود ولي در كلاسهاي عرفان حلقه او را گاهاً استاد ، مهندس يا دكتر خطاب مي كنند.

محمد علي طاهري ، بنيانگذار اين عرفان ، مدعي است كه شعور كيهاني عبارتست از مقوله اي كه انسان مي تواند با ارتباط مستقيم با خداوند ، صاحب لايه محافظي مي شود كه با استفاده از اين لايه ، افراد بيمار را درمان كند.

·         منشأ عرفان كيهاني

عرفان كيهاني بنابر گفته محمد علي طاهري « برگرفته از عرفان اين مرز و بوم (ايران) است. اساس اين عرفان بر اتصال به حلقه هاي متعدد (شبكه شعور كيهاني) استوار است و همه سير و سلوك آن از طريق اتصال به اين حلقه صورت مي گيرد.»

با نگاهي بر تناريخ عرفان ايران و اسلام و تطبيق آن با عقايد و افكار عرفان كيهاني ، مي توان فهميد كه منظور آقاي طاهري از عرفان اين مرز و بوم همان تصوف است. مانند تقسيم دين به شريعت و طريقت كه هم اعتقاد تصوف است و هم آقاي محمدعلي طاهري.

فلذا نمي توان عارفان بزرگي مانند: سيد علي قاضي ، ملا حسينقلي همداني را از صوفيان دانست زيرا آنها با توجه به نصوص ديني به بُعد اسلام اصيل پي بردند و جريان تصوف از راه عرفاني اين بزرگواران متمايز است.

·         اساس افكار عرفان حلقه

به طور خلاصه ، عرفان حلقه همانطور كه بنيانگذارش (طاهري) اقرار كرده است برگرفته از انديشه هاي تصوف است. و ما مي دانيم كه عوامل پيدايش تصوف در اسلام عبارت است از افكار و مذاهب هندي و بودايي ( در عرفان كيهاني هنگام ارتباط با حلقه الهي بايد مانند بوداييان نشست) ، تماس با راهبان مسيحي ، انتشار فلسفه يوناني و خوي افلاطوني و تفسير به راي از تعليمات ديني و بخصوص تفسير و تاويل آيات و روايات و مواردي اينگونه است.

پس مي توان نتيجه گرفت كه عرفان كيهاني همان افكار و عقايد تصوف است منتها با قالبي جديد و مدرن.

·         روش برگزاري كلاسهاي آموزشي عرفان كيهاني

اين كلاسها به طور زير زميني و در خانه ها تشكيل مي شود. يك نفر آموزش ديده به عنوان مستر(مربي) عهده دار آموزش و درمان فرادرمانگيران(به كساني كه در كلاسهاي عرفان كيهاني شركت مي كنند فرادرمانگير نام گذاشته اند) را دارد.

اين كلاسها معمولاً هفته اي يكبار برگزار مي شود و براي شركت افراد در يك ترم ( كه 6 جلسه 2 ساعتي است) مبلغي در بين 300000الي 500000 دريافت مي شود. نحوه برگزاري اين كلاسها اين چنين است كه ابتدا فرادرمانگر (مستر ، مربي) به صورت در مورد عرفان كيهاني توضيح مي دهد و سپس به طور عملي همه افراد چشم ها را بسته و به كمك مستر از حلقه رحمانيت خداوند متعال انرژي دريافت مي كنند و اگر كسي بيماري داشت مستر با انرژي دادن يا لمس اعضاي فرد بيمار (روش پولايتي) فرد را مثلاً درمان مي كند.

در اين كلاسها به طور صريح و غير صريح القا مي شود كه انسان به غير از خود به فرد ديگري احتياجي ندارد(اصل من دون الله) و در ابتدا كلاس قبل از گفتن بسم الله الرحمن الرحيم اين بيت خوانده مي شود.

هريك از ما خود مسيح عالميم                               هر الم را در كف خود مرهميم

·         نحوه تبليغ

نحوه تبليغ عرفان حلقه عمدتاً به صورت هرمي است. فرد حاضر در كلاسهاي عرفان حلقه بايد هر هفته حداقل دو نفر را با اين عرفان آشنا كند و نتايج آن را هفته بعد به مستر گزارش دهد.

از ديگر روش تبليغ اين عرفان ، نفوذ به NGO  ها ، تشكلات فرهنگي ، آموزشي و ديني است. همچنين تبليغات گسترده اي با پشتيباني دهها سايت و بلاگ در اينترنت دارند.

·         چرا عرفانهاي كاذب و گمراه كننده

1-   يكي از راهبردهايي كه دشمنان اسلام و انقلاب اسلامي در شرايط كنوني براي مقابله و جلوگيري از نفوذ و جاذبه آثار و بركات انقلاب اسلامي براي ملتهاي جهان به كار گرفته اند. راهبرد انحراف روحيه معنويت خواهي در قالب نحله هاي مختلف عرفاني است.عرفان نابي كه امام راحل در پرتو انقلاب اسلامي به دنيا ارائه داد مبتني بر منابع كتاب ، سنت ، اجماع و عقل بود نه عرفان خارج از چارچوب عقل و دين. بنابراين از جمله معيارهاي بنيادين و كليدي كه عرفان ناب اسلامي را از عرفانهاي دروغين و به ويژه عرفان صوفيانه جدا مي كند مسئله عقل و شريعت و دين است.

2-   بي توجهي به مكتب اهل بيت (عليهم السلام) ، مدعياني را به سخناني واداشته است كه حتي مخالفت با نص صريح اسلام است.كساني صحبت از عرفان اسلامي مي كنند كه حتي كمترين معلوماتي از فقه و عقايد اسلامي ندارند. مگر در سالهاي نچندان دور دكتر علي اكبري ها كم داشتيم كه ادعاي انرژي درماني و شفاعت داشتند كه آخر سر به اتهام داشتن دهها پرونده فساد اخلاقي محاكمه شدند. جاي تعجب دارد كه مدعيان عرفان هاي جديد صحبتي از پايه هاي عرفان اسلامي كه ائمه معصومين آن را ارائه كردند مانند تقوا ، مراقبه ، محاسبه ، مشارطه و... نمي كنند. كساني ادعاي عرفان اسلامي مي كنند كه حتي در ظواهر نيز احكام الهي و شرع را رعايت نمي كنند؟! كساني كه با انگيزه هاي مادي و دنيوي و شهواني در پي انحراف عقائد امت اسلامي بويژه جوانان هستند.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 15:45  توسط میر حمید موسوی  |